تبلیغات
دل مشغولی های یک خانم خانه دار - تصمیمات خداوند...

دل مشغولی های یک خانم خانه دار

آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی.... بکوش در کمال آنچه هستی باشی...

تصمیمات خداوند...

سوارکاری به دوستش گفت :
- بیا به کوهی برویم که خدا در انجاست.
میخواهم به تو اثبات کنم که تنها کاری که او  بلد است این است که از ما چیزی بخواهد در حالی که به هیچ وجه کمکمان نمیکند تا بارمان سبک تر شود.
دیگری گفت:
- خوب من هم به آنجا میایم تا ایمانم را نشان دهم.
شبانه به بالای کوه رسیدند و در تاریکی صدایی را شندیدند:
- سنگ های زمین را بار اسب هایتان کنید...
سوارکار اولی گفت:
- می بینی؟بعد از پیموندن چنین راه سر بالایی,تازه میخواهد بار سنگین تری هم بر دوشمان بگذارد. من که اطاعت نمیکنم.
دومی همان کاری را که گفته شده بود انجام داد.
وقتی به پای کوه رسید,سپیده دم بود و نخستین پرتو های آفتاب بر سنگ هایی که سوارکار مومن حمل کرده بود می تابید
:
ناب ترین سنگ های الماس بودند ...
استاد میگوید:
- تصمیمات خداوند,مرموز اما همیشه به نفع ماست!


گزیده ای از کتاب پائولو کوئیلو...




موضوع: گزیده ای از کتاب های خوانده شده،
برچسب ها: گزیده ای از کتاب پائولو کوئیلو...+، پائولو کوئیلو،

[ جمعه 27 تیر 1393 ] [ 08:00 ق.ظ ] [ خانمی ]

[ نظرات() ]